تبليغاتX
ســایه ســار سپیـــدار...

 

 

 

دلم می گیرد

از بندهایی که به پا دارم

از بالهایی که درست  لحظه ی پرواز

هوس شکستن به سرشان می زند!

از آسمانی

که با دلتنگی های من

کوتاهتر می شود انگار ...

دلم می گیرد

از جغرافیا حتی ...!

چرا دلم در شمال متولد می شود؟

من زاده ی جنوبم ...!!

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 9:40 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

 

وای اگر

رویاهام را از من بگیرند !

تو را دوباره گم می کنم ...

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 1:25 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

 

انگار

باران بارید ...

دل آسمان وا شد !

و در قاب نقره ای نجوای عاشقانه ی تو

نام من زیبا شد !

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 9:21 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

 

به عبث

نغمه سرایی بلبل !

بانگ کلاغان باغ ،

تمام شدنی نیست !

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 5:56 بعد از ظهر | لینک  |