امشب دلشوره دارم ...
صبح که پنجره را باز کردم
خورشید هم
دلواپس نفس گام های شما بود !
فردا
همین فردا
آفتاب دیگری سر می کشد از سرزمین من
من دلشوره دارم اما !
برای تمام شمایان ...
و برای تمام مادر های ایران ...!
فردا ای کاش ...
از تمام خون هایی که می ریزد
از تمام آرزوهایی که خاک می شود ...
درخت آزادی تو سبز شود
ای ایران !
(ارغوان)
+ نوشته شده در سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 19:53  توسط ارغوان
|

زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند
زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده
زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم
و زیباترین واژه را هنوز برایت نگفته ام...
( ناظم حکمت )
+ نوشته شده در شنبه 17 بهمن1388ساعت 13:53  توسط ارغوان
|
چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش بماهتاب ای ماه که ماه
بسیـــار بتــــابد و نیـــــــــابد ما را !
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 11:3  توسط ارغوان
|
باز زنجیری آن خاطره ی ناب شدم
که ز سحر نگه مست تو در خواب شدم
تو همانی که مرا محرم اسرار شدی
من همانم که تو را عاشق بی تاب شدم !
(ارغوان)
+ نوشته شده در سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:7  توسط ارغوان
|
تا زیر ضربه های تیشه بماند
حبا ب بلور است !
+ نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 22:29  توسط ارغوان
|
می توانید گزارش تصویری جشن سده را در سایت دوست
گرامی جناب آقای کورش پارسا" کورش پرست " ببینید .
+ نوشته شده در یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 14:52  توسط ارغوان
|
خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به من خسته که ارباب کرم
به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو
سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب نکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
بوسه ای زان دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
تو خطایی بچه ای از تو خطا نیست عجب
کانکه از اهل صوابند خطا نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج
ما که باشیم ؟ که اندیشه ی ما نیز کنند !
+ نوشته شده در شنبه 10 بهمن1388ساعت 9:20  توسط ارغوان
|
این کامنت دوست عزیزم"پیدا" درمورد " جشن سده " است ...عجیب بر دلم نشست ...شما هم از سحر قلمش کام بگیرید :
"ای فروزندهای که در خور ستایشی،
میستاییم تو را، که در خانهمانمان آتش عشق را افروختهای...
"
+ نوشته شده در جمعه 9 بهمن1388ساعت 16:30  توسط ارغوان
|
|
|

آبان روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن در گاهشماری ایرانی
ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر، ای بزرگترین بخشودهی اهورامزدا، ای فروزندهای که در خوری ستایش را، میستاییم تو را، که در خانهمانمان افروختهای...
(اوستا - آتش نیایش) |
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 13:6  توسط ارغوان
|
ردپای تـــــو
دلبـــری می کند
اینجا ...
ببــین !
پنجره ی اتاقم
حال دیگری دارد امشــــب
پرده ها هم
به خیال تــــو دلخوشند ...
پیـــــدا می شوی آخر !
می دانم
مــاه را که نمی شود از آسمان دزدید !
(ارغـــوان)
+ نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 20:34  توسط ارغوان
|
+ نوشته شده در شنبه 3 بهمن1388ساعت 21:37  توسط ارغوان
|
اهــــــــورایی من !
با وازه ها که هماغــــوش می شــــوی
غــــزل غـــزل تـــرانه می آفرینی
در دفتر خیـــال من !
خوشـــا ترانه های اهـــــورایی...
آمیخته با عطـــر نفــــس تـــــو !
خوشـــا دفتر خیال من
سرشـــــار از تـــــرانه های تــــو !
(ارغـــــوان)
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 22:40  توسط ارغوان
|