یکشنبه 9 بهمن1390

دلم می گیرد
از بندهایی که به پا دارم
از بالهایی که درست لحظه ی پرواز
هوس شکستن به سرشان می زند!
از آسمانی
که با دلتنگی های من
کوتاهتر می شود انگار ...
دلم می گیرد
از جغرافیا حتی ...!
چرا دلم در شمال متولد می شود؟
من زاده ی جنوبم ...!!
نوشته شده توسط ارغــــوان در ساعت 9:40 قبل از ظهر | لینک
|
شنبه 8 بهمن1390

وای اگر
رویاهام را از من بگیرند !
تو را دوباره گم می کنم ...
نوشته شده توسط ارغــــوان در ساعت 1:25 بعد از ظهر | لینک
|
پنجشنبه 6 بهمن1390

انگار
باران بارید ...
دل آسمان وا شد !
و در قاب نقره ای نجوای عاشقانه ی تو
نام من زیبا شد !
نوشته شده توسط ارغــــوان در ساعت 9:21 بعد از ظهر | لینک
|
چهارشنبه 5 بهمن1390
به عبث
نغمه سرایی بلبل !
بانگ کلاغان باغ ،
تمام شدنی نیست !
نوشته شده توسط ارغــــوان در ساعت 5:56 بعد از ظهر | لینک
|

